خواسته ای بود و فرصتی .
گفت : رها شو از خواسته.
حاصل ، آشفتگی ِ من شد.
لیک درس دوم ِ من ،
فراموشی است.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
باز در جمع تازه ی اضداد ، حال و روزی نگفتنی دارم.!!!!
خواسته ای بود و فرصتی .
گفت : رها شو از خواسته.
حاصل ، آشفتگی ِ من شد.
لیک درس دوم ِ من ،
فراموشی است.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
باز در جمع تازه ی اضداد ، حال و روزی نگفتنی دارم.!!!!
مقابل ِ دنیای همه ، می ایستم.
در برهوت
اُمید و آرزو
منتظرند.
انسان، نرم و لطیف به دنیا میاد،
وقتی مُرد، خشک و شکننده میشه.
بنابراین هر که سفت و انعطاف ناپذیر باشه ،مرید ِ مرگه!!!!!!!!!
هر که نرم و سازگار وشکل پذیر باشه ،مرید ِ زندگیه!!!!!
لائو
هر وقت حوصلَتو داشتم .......... دورو برم بِپِلک!!!!!!!!!
توقع زیادیه؟!؟!؟!؟!
با توام پیشیک.
صبح رو با برنامه رادیویی "سلام ایران" می آغازیم.
خانم جیغ جیغو که معلومه آب زرشک زیاد می نوشه !!!!!! داره از رنگ آمیزیِ نقش و
نگار ِ امروز صحبت می کنه که ، خانم باجی یه سطل رنگُ بپاشون تو زندگیت !!!!!!!
(زرشک!!! )
با این جملات روش اَن کننده براق ِتو خالی .
خانم بپا رنگی نشی!!!!!!
شُوَر ِ یکی از این خانم باجی ها می تلفنه ، که قربان ..دخل همبستگی منفی داره
با خرج..و و و ........................
امروز اینجوریا شد که برنامه" لذت نقاشی" رو به فرم رادیوی "سلام ایران" شنفتم!!!!!!!!
و همنوایی خانم باجی ها آدمو مثل گزنه می چزوند!!!!!!!!!!
به گمونم سطل رنگ یه جا ، نشتی داره !!!!!!!!!!!!!!
ای داوران، قصاص شما باید رحمت باشد، نه انتقام.
نیچه
اونقدر ریتمیک سوت بلبلی آسانسور رو می نواخت که ذهن ، خط خطی هم نمی شد!!!!!
شاید کسی تو حین آمد و شدِ برقهای اضطرابی تو اون اتاقک جیغ جیغو گرفتار شده باشه !
ناگهان صداهای چون ها ها ها ها ها ها ها و البت از نو خشمگینانشو می شنفتیم که تو بیت آخر کوم جهنمید؟؟؟؟؟؟هــــــــــــــــا ها ؟
هر چهارتامون دم در حاضر به یراق در حال دعوت هم دیگه به حفظ خون سردی و آرامش بودیم.
و در حال درک عمیق ترین احساسات ناب که عمو <<دوست >> داریم وچقدر دنیا با تو قابل درک تر ِ عمو جان
بچه تارزانامون بالا پشت بوم در حال خلاص کردن اهرم و زور زدن بودن.........
یکی شونم تو این هاگیر وا گیر نیازمند کمک فوری شده بود !!!!!تا نیمه های نردبون که رفته بود ، اون بالا پی به گردش زمین به دور خود اونم با زاویه ۲۳ درجه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
که چهار پنجولی راه پس و پیش رو بسته بود .
عمو ،جانم به قربانت یه دو سه ساعت صبوری ..... صبوری .....
خرابِ شنفتن صدای تمرین سه تار ِ نیمه شبیتم!!!!!!!!!!!!!!
به جون عزیز خودت نمی دونستم چه مزه ای داره با خوت* بالا اخبارو تو تماشا کنی ما بشنویم !!!!
همیشه برقرار باشی .
* خوت = صدا
به عقیده لوینسون یه دوره انتقال سی سالگی داریم که در این دوره ساختار
زندگی رو مجدداً از نو ارزیابی می کنیم . یه جورایی پیرایش اهداف ِ .
خودمونی تر یعنی شُخوم ( شخم ) زدن مجدد ِ خود ِ.
علی جان یه آمََّــــــــــــا داریم . که......
وسیله مناسب ، برا زیرو زبر کردن مشخص نشده !!!!!!!
ما سی ساله ها هم با دَرگَز ، داس ، رنده ، تبرزین، ماله و تیشه در حال شُخوم زدن هستیم
چه شود .!.!.!. ! ؟؟
طعنه بر ما مزن ای شیخ که خود معترفیم
دف زنان بر سر بازار به رسواءی خویش
کرمانی
از رنجی خسته ام که از آنِ من نیست
.
.
.
شاملو